جلال مصطفوى كاشانى

42

نهضت پزشكى يا لزوم تجديد نظر در اصول و مبانى طب امروز ( فارسى )

كه مورب است نمىتواند محكم باشد بلكه اين اتكاء سست و در شرف زوال است بنابراين بعللى كه ذكر شد عصب راجعهء چپ به ابهر يعنى آن رگ بزرگ زنندهء « 1 » كه از قلب خارج شده به طرف ستون فقرات متوجه مىگردد تكيه كرده و عصب مزبور بقاعدهء اين رگ مىپيچد و جميع صفاتى كه ذكر كرديم يعنى نرمى و استحكام و بزرگى در ابهر جمع

--> ( بقيه از حاشيه صفحهء قبل ) اما حاجت بزيادت احتياط اندر استوارى اين بندوگشادها از بهر آن بود تا قاعدهء دماغ برجاى خويش باشد و بسبب سستى بندها فرازتر و بازتر نشود و برتر و فرودتر نيايد تا حاستّها شوريده و تباه نشود و تا عصب‌ها كه از دماغ و نخاع رسته است بسبب سستى بندها و بسبب برآمدن و فرود آمدن مهره‌ها كشيده نشود و بيم آفت‌هائى كه از آن توليد كند نباشد و حاجت به سستى اين بندوگشادها از بهر آن بود تا سر و گردن را حركتهاى گوناگون بسيار بود و بيرنج باشد چه چشم و گوش كه دو ديدبانند مردم را چشم جز سوى پيش نيست و گوش از دو سوى بيش نيست و ديده‌بان مىبايد كه از همهء سويها خبر يابد آفريدگار تبارك و تعالى اين بندوگشادها بهم استوار كرد و استوارى آن از عضله‌ها و رباطها ساخت كه گرد آن بندوگشادها اندر آمده است و بدان پيوسته و به روى پيچيده شده و او را استوار گرفته هر دو حاجت برآمده باشد يكى كه بندها بدين عضله‌ها استوار باشد و از لحام كردن به يكديگر مستغنى گردد و دوم تا چون بندها را بر هم لحام كرده نباشد مردم سر و گردن همىتواند گردانيد تا اين ديده‌بانان از همه سويها خبر مىيابند و ديدار چشم و استوارى گوش از همهء سويها نافع بود . ( 1 ) - Grand vaisseau pulsatil ou Aorte .